یه روز خبرنگارا میخواستن درباره راز موفقیت و خوشبختی زن و شوهری بعد از ۲۵ سال جویا بشن

به همین دلیل از آنها درباره خوشبختیشون پرسیدن؟ مرد گفت:ماه عسل با خانومم رفتیم اسب سواری

دو تا اسب انتخاب کردیم اسبی که من برداشتم آروم بود ولی اسبی که خانومم انتخاب کرد آروم نبود

وقتی خانومم برای بار اول سوارش شد اسب اونو زد زمین خانومم بلند شدلبخندی زد وگفت:بار اولت بود

بار دومم همین اتفاق افتاد دوباره لبخندی زد وگفت:بار دومت بود

 سومین بار که این اتفاق افتاد اسلحشودرآورد و اسب بیچاررو کشت

گفتم وحشی چیکار کردی گفت:        باراولت بود...